سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)

119

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)

دانشمندان مسلمين در نگهدارى و دفاع از آن نهايت كوشش را نموده‌اند به اندازه‌اى كه همه موارد اختلاف مربوط به حركات و سكنات يا قرائت و حروف و آياتش را دقيقا شناسائى نموده‌اند ، و با اين توجّه ويژه و علاقه و ضبط شديد چگونه مىشود كه دگرگونى يا كمبودى در آن پيدا شده باشد . گويد : سيّد مرتضى همچنين گفته است همان گونه كه به اصل قرآن يقين داريم به درستى اجزاء و آيات و سوره‌هاى آن نيز يقين داريم و اين مانند آن است كه كتابهائى كه تصنيف شده مانند كتاب سيبويه يا مزنى نزد كسانى كه به علم نحو توجّه شديد دارند همه يا بخشى از آن تفاوت نمىكند به اين معنا كه همان گونه كه به اصل آن اجمالا علم دارند كه از سيبويه يا مزنى است همين‌طور هر بخش و باب آن را هم مىدانند كه از آنهاست ، و اگر شخصى يك باب از نحو را در كتاب سيبويه داخل كند كه در اصل آن نبوده شناخته و تميز داده خواهد شد و دانسته مىشود كه آن قسمت بعدا افزوده شده و جزء اصل كتاب نبوده و سخن در كتاب مزنى هم بر همين روال است . پرواضح است كه در تمام ادوار عنايت به نقل قرآن و ضبط آن به مراتب بيشتر از توجّه به ضبط كتاب سيبويه و ديوان‌هاى شعراء بوده است . همچنين گفته است : « قرآن در دوران زندگى پيغمبر خدا به همين ترتيب كه حالا در دسترس ما هست جمع‌آورى شد و بر آن عقيده چنين استدلال شده كه در آن زمان ياران پيغمبر قرآن را فرا مىگرفتند و بخاطر مىسپردند و گاهى چند تن از صحابه معيّن